· همه ی ما دوست داریم که «برنده» باشیم و نه «بازنده» اما آيا میل به «برنده» بودن به تنهایی کافی هست؟ با این که زندگی همواره توأم با پیکار نیست اما شاید بتونيم اون رو به صحنه ی «بازی» پیچیده ای تشبیه كنيم که پیروزی در آن، رمز و رازی داره! اگر «برنده» بودن رو به عنوان هدف زندگی خودتون انتخاب کردين، خوندن این مطلب رو از دست ندين!
· برنده متعهد می شود.
· بازنده وعده می دهد.
· وقتی برنده ای مرتکب اشتباه می شود، می گوید: «اشتباه کردم.»
· وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه می شود، می گوید: «تقصیر من نبود.»
· برنده بیش از بازنده، کار انجام می دهد و در انتها بازهم وقت دارد.
· بازنده همیشه آن قدر گرفتار است که نمی تواند به کارهای ضروری بپردازد.
· برنده به بررسی دقیق یک مشکل می پردازد.
· بازنده از کنار مشکل گذشته و آن را حل نشده رها می کند.
· برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار کند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.
· بازنده آن جا که نباید، سازش می کند و به خاطر چیزی که ارزش ندارد، مبارزه می کند.
· برنده با جبران اشتباهش، تأسف و پشیمانی خود را نشان می دهد.
· بازنده می گوید: «متأسفم» اما در آینده، اشتباه خود را تکرار می کند.
· برنده مورد تحسین واقع شدن را به «دوست داشته شدن» ترجیح می دهد، هر چند که هر دو حالت را مدنظر دارد.
· بازنده «دوست داشتنی» بودن را به مورد تحسین واقع شدن ترجیح می دهد، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد.
· برنده گوش می دهد.
· بانزده فقط منتظر رسیدن نوبت خود برای حرف زدن است.
· برنده می گوید: «باید راه بهتری هم وجود داشته باشد.»
· بازنده می گوید: «تا بوده، همین بوده و تا هست، همین است.»
· برنده به افراد برتر از خود، احترام می گذارد و سعی می کند از آنان چیزی بیاموزد.
· بازنده از افرد برتر از خود، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.
· برنده گام های متعادلی بر می دارد.
· بازنده دو نوع سرعت دارد، یا خیلی تند و یا خیلی کُند.
· برنده بودن یا نبودن، انتخاب با شماست!
· منبع : بر گرفته از مجله شادکامی وموفقیت - با اندكي تغییر





